اسكندر بيگ تركمان

979

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

از صعوبت راه و شوامخ جبال با لشكر و حشر بيشمار از آنجا عبور نموده باشند حضرت اعلى اردوى اعظم و منقسم به چند قسم گردانيده هر گروهى متعاقب يكديگر از طرفى روانه شده بتدريج طى مسافت مينمودند . مجملا عساكر انجم گروه و اردوى گردون شكوه بنيروى اقبال از آن دشت و كوه بسلامت عبور نمودند و همانا از سم ستوران بيشمار و ثقل بختيان كوه كوهان باربردار اردوى اعظم كه از حيز احصا بيرون بود آن جبال گردون مثال در يك ديگر كوفته دشت و هامون تساوى پذيرفته بود در اثناء راه جمعى از عساكر نصرت نشان كه بسركردگى خلف بيك سفره‌چى باشى از راه غور بالا ميرفتند بخيل متمردان فيروز كوهى كه باستحكام مكان مغرور گشته گاهى با مخالفان دولت قاهره آميخته شور افزائى مينمودند و درين اوقات نيز كناره جسته باستقبال موكب مقدس نيامده بودند دوچار گشته دمار از نهاد آن خيل سركش برآورده خرمن عمر تردى محمد نام سرخيل آن قوم و بسيارى از آن طايفه به آتش قهر سوخته گرديد و موكب جهانگشا به بيست و شش كوچ آن عرصه را پيموده در روز بيست و هفتم داخل دار السلطنه هرات شده در آن خطهء دلگشا رحل اقامت انداخته روزى چند از كوفت راه و سوارى گاه و بيگاه آسودگى يافتند . سوانح ايام اقامت دار السلطنهء هرات بعد از شرح فتح و تسخير بلدهء هرموز كه درين سال وقوع يافت رقمزدهء كلك بيان ميگردد . ذكر فتح و تسخير بلدهء هرموز كه بسعى امام قلى خان بيگلربيگى فارس و عزاة انجم اساس وقوع يافت از فتوحات كه درين سنهء مباركه يعنى ايت ئيل مطابق احدى و ثلثين و الف بنيروى اقبال قرين حال اولياء دولت بيزوال گرديد فتح و تسخير بلدهء هرموز است كه بسعى امامقلى خان امير الامراء فارس بوقوع پيوست در سال گذشته اشعارى شد كه بنابر ظهور بى ادبيهاى فرنگيهء پرتكاليه مقيم آنجا امير الامراء مذكور لشكر بتأديب ايشان فرستاده خود نيز متعاقب رفت جزيرهء هرموز را در تاريخ جهان آرا نوشته‌اند كه شهاب الدين ايار نامى از فروع اتابكان سلغرى لرستان و شولستان از ملكان قيس خريده آغاز عمارت كرد و شهرى بزرگ شده در حكومت آنجا استقلال يافت بعد از فوت او حكومت هرموز و توابع بملك كردانشاه نامى كه نسب خود را از جانب پدر بهود النبى عليه السلام و از جانب مادر بگستهم بن اشك كه از نژاد ملوك عجم است درست مينمود قرار گرفت و اولاد او نسلا بعد نسل در آن ولايت حاكم و فرمانروا بوده‌اند . از آن جمله سلغر شاه بن شهاب الدين بن تورانشاه صاحب چتر و لوا گشته بسيار عالى جاه و كريم الذات بوده چنانچه يكى از شعراء در مدح او گفته : شعر بحر با كاسهء چوبين نه بشئى الله است * كف برآورده گداى در سلغر شاه است